تبليغاتX
دختری غریب

دختری غریب

اگه تو مال من بودی ...

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد


پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع می کرد


اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش می رسید


مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید


اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدن


ترانه های عاشقی رو سرم آوار می شدن


اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم


پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم


اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم


من چی می خواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم


اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود


دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود


اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت


تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت


اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد


قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت می شد


اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور


یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور


اگه تو مال من بودی ، می ذاشتمت روی چشام


بارون می خواستی می بارید ، ابر سفید گریه هام


اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت

 
شمعی که پروانه داره ، اشک غم انگیز نمی ریخت


اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت


آدما دارا می شدن ، دنیا دیگه فقیر نداشت


اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی


پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:3  توسط   | 

کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید

برخورد پادشاه ایران کوروش بزرگ با کارمندان نابکار


خورشید هنوز در پشت کوههای باختر فرو نرفته بود که کورش پادشاه ایران دستور داد سپاه در نزدیکی شهر ایلام اردو بزند همه سرخوش از پیروزی خود بر بابل بودند .
در آن هنگامه  پیر زن و پسر جوانی به اردوگاه آمده و نزد پادشاه ایران از کارمند مالیات شهرشان شکایت نمودند . پس از تحقیق معلوم شد آن کارمند  هر ساله بیش از آنچه دولت در نظر گرفته از مردم خراج می ستاند .
آن شب کورش پادشاه ایران  در همان اردوگاه سرپرست خزانه دارای و مالیات  فرمانروایی را از کار برکنار نموده و کس دیگری را به کار گمارد .
اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید :  ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . و هم او در جایی دیگر می گوید  : فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از دست دهد چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت .


گفته می شود که پس از برکناری مدیر خزانه داری سه نفر از سرپرستان و اشراف کشور نزد فرمانروای ایران آمده تا پادشاه ایران را از تصمیمی که گرفته است باز دارند . کورش هخامنشی نه تنها از رای خود بر نگشت بلکه آن سه تن را هم از کار برکنار نمود و گفت : اگر تخم بدکاری از خاک ایران کنده نشود آرامشی نخواهیم داشت .

 http://yasamin.tradea.org/6370/

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:1  توسط   | 

عشق يعني

عشق يعني يک جهان دلبستگي

عشق يعني بي نهايت خواستگي

عشق يعني با تو خواندن از جُنون

عشق يعني سوختن ها از درون

عشق يعني با خودت بيگانگي

عشق يعني يک جهان ديوانگي

عشق يعني سوختن تا ساختن

عشق يعني عقل و دين را باختن

عشق يعني چشم سر راه دوختن

عشق يعني همچو شمعي سوختن

عشق يعني يک نِيِِستان عاشقي

عشق يعني يک گلستان رازقي

عشق يعني دل تراشيدن ِز ِگل

عشق يعني گم شدن در باغ ِ دل

عشق يعني گل شدن در ِبين خار

عشق يعني روشني در شام تار

عشق يعني يک ستاره نزدِ ماه

عشق يعني با تو اُفتادن به راه

عشق يعني سايه ي ِ سنگين ِ غم

عشق يعني با تو رفتن تا عَدم

عشق يعني چشم هاي ِ منتظر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:0  توسط   | 

گشتی در تاریخ ایران زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:50  توسط   | 

سلام.........!!
یه سلام ، که قبلش باید یه عذر خواهی هم باشه....!!!
راستش....
این چند وقته ... همش همه ی اتفاقای بد با هم افتادن....
یه جوری شد که نشد بیام نت.....!!
خب ، تقصیر من نبود ! اصلا ببخشید دیگـــه!!!
اول یه چیزی رو راستکشو () بگم() دلم براتون کلللللی تنگگگ شدهههه .....!!
خب چیه ؟ بذارین مثه همیشه حرفامو بزنم دیگه!
مردسه که خوش می گذره .(سلام می رسونه)()
همه چی هم خوبه 1 همه معلما هم خوبن...()
اما یه چیزی زیاد خوب نیست ...()
اونم اینه که پارسال که اول بودیم : تو کله مدرسه یه کلاس اول بود...
با این که تعدادمون زیاد بود . ولی خب ، خوب بود...
امسال شدیم دو تا کلاس... دیگه پیشه هم نیستیم.() تاززززززززه اول سالی که مهسایی پیشم نبود!()
فکر کن! مهسایی هم دید که نمی شه که ... ناژین اون کلاس مهسا این کلاس...()رفت مامانیشو آورد مردسه...()مامانیشم هم در عرض چند مین() خانوم مدیرمون رو راضی کرد که مهسایی بیاد پیشم...!()البته اول که آوردمش پیش خودم نشوندمش..!!!()
اما خوب یه کم قدش از من کوتاه تره...()
اونم از تخته هیچی نمی دید! پاشد رفت میز اووووول()
اما خب زیاد هم دور نیستیم...()
چون که هر وقت زیادی می خندم()
باید برم میز اول()
مسخره شده ! (چی؟)
همش خندم می گیره ! دسته خودم نیست () هی خندم می گیره ()
بیشتر هم سره زنگای تاریخ()
معلم تاریخ و جغرافیمون یکی است دیگه!()
این هی بهم می گه ()
تو که سره زنگه جغرافی نمی خندی() چی می شه یه هو ؟؟؟()
هی می گم : ..هیییمممم آخه چیزه خانوم ...()


یه چیز دیگه ... خانوم رحمانی معلم علوممونه (که چی ؟)()
این قدر چیزه () همه بچه ها ازش می ترسن ()
هفته پیش گفت دوشنبه امتحان دارین () از بخشه اول ()
بچه ها هم بسی فهمیدن که اگه نخونن یه مقداری چیزه()
ما هم که علوم را بسی فولیم () بازم صبح زود پاشدیم و به مقدار لازم خر زدیم() رفتیم سر کلاس () به به سلاممممم خانوم رحمانی() خانوم : سلام! کتاباتونو باز کنین() بچه ها : () خانومممممم() خانوم: همین که خوندین بسته ! یه دونه هم از اون لبخند خیلی خوشگلا زد و گفت کتاباتون باز باشه!

بسته از مدرسه بیایم بیرون....!!!

حس می کنم مو هام بلند شده ()()
هی می گم برم آراشگاه کوتاشون کنمااااا هی تنبلیم می یاد...
به زودی مثه عید می رم موهامو کوتاهه کوتاه می کنم!
دوست دارم خیلی حرف بزنم ! ولی خوب خسته می شین! عوضش زود زود میام !
تمااااااااام سعیمو می کنم در همین وقت کم () به همتون سر بزنم..!!()
یاد همتون هستم... اگه نشد سر بزنم ببخشین دیگه!()
ولی تا همین چند روزه به همتون سر می زنم!()
با این همه الان دارم یه قالب هم می سازم!()
من که می گم سرم شولوغه!()
ایشالله زودتر میام این دفعه!
آخی ... این شکلکا چه نازن())
خرافظ()()()

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:53  توسط   | 

یوووووهووووو

یوووووهووووو

 

سلام کوچیکترا ، بزرگترا ، بقیه و خلاصه سلاااااااااااام!

 

خوبین؟! خوش می گذره؟!

 

به من یکی که خیلی خوش می گذره...!!

 

* می رم مدرسه و خلاصه بگم خیلی خوبه ... جای همتون به خصوص بعضیاتون خالیه!

 

من کلا زیاد می خندم ! مخصوصاً تو مدرسه!

 

* تو مدرسه تنها کسی که اینقدر می خنده ! خودمم !

 

خلاصه جاتون خالی ، خیلی خوش می گذره ...

 

تقریبا یه هفته ای می شه که آپ نکردم!

 

* دلم براتون اینقدر تنگ شده و می شه...

 

خوب دیگه می ریم مدرسه بیکار نیستیم هر شب بشینیم (مثه اون موقع ها) آپ کنیم!

 

* راستی این روزه گرفتن چه کیفی داره!

 

خیلی خوبه ! البته از نظر من ...

 

* جدیدا  وقتی ظهر ها می خوابم ...بیشتر خوابالو می شم ...

 

خوب بذارین فکر کنم ببینم این چند روزی که نبودم!

 

چی شده بهتون بگم ...

 

مثه اینکه چیزی نشده که بتعریفم...

 

* فقط ... اینکه سعی می کنم به همتون سر بزنم...اگه نشد شرمنده...کمبود وقت به این می گن!

 

هوم ، احتمالا پنج شنبه ی هفته ی بعد هم می تونم بیام...!


×
~×~×~×~×~×~×~×~×~×

پ.ن:شکلک نمی خواد که!!!

 

* پ.ن: چه فونت قشنگی ... مگه نـــــــــه؟؟؟!

 

* پ.ن:فقط اینکه مدرسه عالیه ... جاتون خیلی خالیه...(باز شعر شد!!!)

 

* پ.ن:چه روزه خوبی بود « سه شنبه » ...


* پ.ن: این دکمه ی «ژ» «پ» می زنه !!!


* پ.ن:این روزا فقط روزه گرفتن و مدرسه و خوندن یه کتاباییه که کیف می ده !


* پ.ن:کاهش تعداد پ.ن ها رو بهتون تسلیت عرض می کنم...!!!


×
~×~×~×~×~×~×~×~×~×

 

فقلا ...!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:52  توسط   | 

مـــــــردســـــــه...

سلام...........!!party
خوبين شما ها ؟؟؟big hug
ايشالله !love struck

کي گفته من مي خوام در مورد مدرسه حرف بزنم؟؟؟whistling
هان کي گفته؟؟؟thinking
خوب هر کي گفته بچه ي راستگويي بوده!big grin
امروز پنج شنبه بود tongue... فردا مي شه جمعه ...smug
اون وقته که مي ريم مدرسه ... clownجاتون خالي مي شه اون وقت...angel
مي گما مدرسمون رو جفاتي کردن ! not talkingدر و ديوار و جلوي مدرسه و خلاصه هر چي رو که ديدن !devil زرد کردن!surpriseفکر کن!surprise اونم چه زردي؟؟؟surprise
همين که چشمم خورد به مدرسمون گفتم "خدا به دور"surprise© (آخ اميري چه قدر خوبه اين=>©!smug)
آها ديگه اين که ديروز پاشدم رفتم کلاس طراحي ...whew!
اصلا دوست نداشتم برم.sadاون وقت مي تونستم تو خونه باشم !crying
اتفاقا از اون روزايي بود که صبا کرکر خندش گرفته بود!worried
اما ي اما big grinيهني اصلا !smug من نخنديدم !straight face فکرم جاي ديگه بود!angel
والا !tongue نمي شه که آدم به يه چيزي فکر مي کنه بعد بخنده ...worried نه آخه مي شه؟؟؟straight face
آهان يه چيز ديگه هم بگم!batting eyelashes
اينکه مردسه ها هم باز مي شن خوب !big hug
ناژين که نمي تونه مثه الان بشينه آپ کنه نمي دونم بره کامنت دوني هاتون و نکبت بازي کنه!tongue
ناژين هم بايد به مردسه بره !devil
آخ اينا گفتم ياده اون فيلمه افتادم که هرسال براي مدرسه مي ذاشت.....!!smug
اسمش بود سارا به کلاس اول مي رود!silly
هر دفعه که اين فيلم بود نمي دونم سريال بود چي بود رو مي ديدم کلي مي خنديدم!laughing
خنده دار نبود ...straight face اما خوب ديگه!tongue
خوب باشه يادمه ...batting eyelashes گفتم اصلا تلويزيون نگاه نمي کنم!straight face
اين که نمی بینم مربوط مي شه به الان!tongue
اين فيلمه يا سرياله رو پارسال و سال قبلش مي ديدم!smug
خوب حالا الانه که حرفم يادم بره هاااااI don't know
خوب داشتم مي گفتم نمي تونم زياد بيام اينجا...d'oh
میاما نه اینکه نیامbig grin
میام حتما هم میام مگه می شه نیام؟؟؟surprise
اما خوب همینی که گفتم دیگه!tongue
ساعت 11 شبه؟؟؟worried
خوب باشه !tongue تا 12 هم باشه همین جا می شینم !love struck(دلیلشو هم کی می دونه؟؟؟big grin)
اوصولا باز زدم تو سیم چپولی...worried
خودمم نمی دونم چی می گم؟؟؟devil
5 دقه تو فکر بودم!big grin
خوب حالا دیگه من باید بمونم تا همون موقع!batting eyelashes
پس بهد پ.ن هامو با یه دونه هم چ.ن می رم...hypnotized

پ.ن:مثه اینکه حالم خوب نیست!phbbbbt
پ.ن:این حالم خوب نیست فرق داره !phbbbbt زدم تو سیم چپولی!phbbbbt
پ.ن:چی می گم؟؟؟big grin
پ.ن:ساعت شد 11:07 دقه!crying
پ.ن:خوب که چی؟raised eyebrow
پ.ن:فردا جمعه استاااااrolling eyes
پ.ن:منظورم اینه که پس فردا شنبه است هااااااclown
پ.ن:روزانه رو هم عوض می کنم !yawn
پ.ن:منظور از روزانه همون سالانه بود!hee hee
پ.ن:اینجا هم تقریبا مسخره شده و من هم منی خوام!whistling
پ.ن:ساعت شد 11:10 دقه !crying
پ.ن:من تو این پ.ن هام اخبار می گم والا!hee hee
پ.ن:اینم که اون نبود!crying
پ.ن:برم!yawn
چ.ن:امتحانیه دیگه ! hee hee

فعلا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:51  توسط   | 

چی می گه...؟؟؟

اوصولا من سلام عرض مي کنم!tongue
خوب...حال و احوالتون رو هم مي پرسم!!!confused
بذار ببينم !batting eyelashes هوا که خوبه !!!smug
ساعت چنده؟worriedساعت هم ۱۰:۱۵tongue
اينا که مي گم چه ربطي دارن؟؟؟big grin
خوب اگه قراره ربط داشته باشه که نمي شه!not talking
امروز عينکم شکست!straight face نه ... shame on youديروز شکست! hee heeهوم sad چه قدر بده بدونه عينک ها!sigh
من عينکم رو از رو چشمم ور نمي دارم هيچ وقت !!! smugفقط شبا برش مي دارم .tongue که فکر کنم بهتره از اين به بعد برش ندارم!big grin
آخه عینک بدی شده !tongue اذيتم مي کنه ! tongueصد بار بهش گفتم دختر خوبي باش ! big grinشب گذاشتمش زيره بالشم ... worriedاون وقت صبح خفه شده بود!big grin نه حدي جدي له شده بود!hee hee
ديگه چي شد؟daydreaming
آها پام هم خوب شد !peace sign
خوب ديگه چي؟!tongue يه چيز ديگه ...thinking کتابامو داشتم جلد مي کردم !yawn تقريبا تموم شد !yawn
خوب حالا بازم بايد بگم!tongue
به من مدرک مخ خوري دادن!big grinمخ زني !!!big grin
همين امروز بعد از 2-3 ساعت مخ خوري !whew! اين صبا خانوم قبول کرد که بياد ...party
بس که بچم ناز مي کنه !oh go on
اينجوريه ديگه ! امروز صبح پاشدم رفتم مدرسه !whistling(برای گرفتن لباس!)tongue
خانوم آقايي رو ديدم !worried چه قدر اين معلم شوته !I don't know
خوبه يه سال معلممون بود !hee hee
من:سلااااامtongue
- :شما تازه اومدين؟ thinking
من:surprise
- :thinking
من:من ناژينم.tongue
- :thinking
من:sad
- :ميري چندم؟thinking
من:sigh
- :straight face
(من که از اول گفتم شوته !big grin)
پ.ن:جديدا به جاي نمي خوام از کلمه ي مني خوام استفاده مي کنم!big grin
(تاثيرات داداش گوگولو داشتنه ديگه !!!)tongue
پ.ن:مثه اين که من هر وقت قاطي مي کنم تصميم مي گيرم آپ کنم!tongue
پ.ن:تبديل شدن روزانه ي وبلاگ را به سالانه (!) تبريک مي گم!big grin
پ.ن:گوگولو يعني کوچولو؟thinkingخودمم نمي فهمم چي مي گم؟؟؟tongue
پ.ن:از این شکلک cowboy خوشگل تر در دنیا پیدا نمی شه!!!(این قدر دوسش دارمtongue)
پ.ن:اينجا عجب خوبه ها...!!!angel
پ.ن:کي گفته اينجا خوبه؟؟؟worriedاصلا هم خوب نيست!phbbbbt
پ.ن:ببخشيد اينجا از پ.ن به عنوان چرت نوشت استفاده مي شه!big grin
پ.ن:چطوره جاي پ.ن از چ.ن استفاده کنم؟tongue
پ.ن:کم حرف مي زنم يا زياد مهم نيست !tongue (البته خوب مهمه!big grin)
پ.ن:چون خودم مي دونم زياد مي حرفم!cowboy
پ.ن: پ.ن هام کمنtongue نه؟!big grin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:50  توسط   | 

محبوبترین اشخاص ایران

محبوبترین های ایران

 

 

محبوبترین شاعر ایران = سیمین بهبهانی

تعداد یافته های گوگل : حدود 87,600
اشعار زیبای او همانند ( دوباره می سازمت وطن ) بر لبان ایرانیان جاریست .  

 


محبوبترین پیشوای مذهبی حال حاضر ایران = آیه الله العظمی سیستانی 

تعداد یافته های گوگل : حدود 32,900
او در حال حاضر دارای بیشترین مقلد در بین شعیان ایران است.  

 

محبوبترین متفکر و اندیشمند ایران = ارد بزرگ

تعداد یافته های گوگل : حدود 283,000
اندیشمند میهن پرست کشورمان که سخنان و نظریات او بیشترین استقبال نسل جوان ایران را به همراه داشته است .

 


محبوبترین شاهنامه شناس ایران = جلال خالقی مطلق

تعداد یافته های گوگل : حدود 28,700
دهها سال از عمر خویش را صرف پیرایش شاهنامه حکیم فردوسی نموده است .

 


محبوبترین خواننده ایرانی = داریوش اقبالی

تعداد یافته های گوگل : حدود 73,800
او یکی از اندک هنرمندان عرصه موسیقی است که در دل پیر و جوان ایران جا دارد .

 


محبوبترین ادیب ایرانی = میر جلال الدین کزازی

تعداد یافته های گوگل : حدود 66,900
گویش پارسی او با استفاده از کلمات سره موجب علاقه مردم وطن دوست ایران نسبت به او شده است . 

 

 
محبوبترین فیلمساز ایرانی = داریوش مهرجویی

تعداد یافته های گوگل : حدود 108,000
فیلم های او دارای نمایشنامه بسیار نیرومند و خوش ساخت هستند مهرجویی هنرمندی میهن دوست است .   

 


محبوبترین پزشک ایرانی = مجید سمیعی

تعداد یافته های گوگل : حدود 33,900
بزرگترین جراح مغز و اعصاب جهان که زحماتش در این عرصه باعث غرور ملی ایرانیان شده است . 

 

 ماخذ : http://rezaheidari.blogfa.com/post-154.aspx

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:48  توسط   | 

پ.ن

يه دقه وايسا ،  الان سلام هم مي کنم . باشه ديگه........!!not listening

سلاا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|ا|افpeace sign
(خودمونيما عجب سلامي شد!!!hee hee)
حاله شما ؟! خوبين ؟! (خوب ، خدا رو شکر)"به دليل اطمينان در + بودن جواب"angel
((سه طرفه حرف مي زنم!!!))devil
عجب خوبه ها ... همين جوري الکلي الکلي خوش مي گذره...big grin
پام به شدت درد مي کنه...!worried
رگش چيز شده...tongue آهان رگ به رگ شده!!!tongue
منتها يه کم زياد وقته که خوب نشده...worriedديگه داره عصبانيم مي کنه!!!frustrated
در حال حاضر درده پام زياده و تنها کاري که مي تونم بکنم اينه که يه جايي بشينم!!!liar
البته گفته باشم : تازه اومدم اينجا.نگين دختره با پاي درديش(!) اومده اينجا ، ها !!! d'oh
(خوب اومدم ، اما تازه اومدم!!!)smug
عجيبه ! الان خونه ساکته ساکته ...tongue
شما اصلا چي کار به اينجا دارين؟!raised eyebrow
پاشين بريم سراغ درس و مشقتون ... nerdخوب اگه درسو مشق ندارين برين سراغ کارو زندگيتون!big grin
راستي ببينم مثه اينکه تا من نگم شما ها نم خواين آدرسه لينکمو عوض کنين؟!d'oh
عجبن هااا خوب حالا عوض کنين ديگــــــه...!!!big grin

پ.ن:کي تلويزيون نگاه مي کنه؟اين که من نگاه نمي کنم عجيب نيست.آخه اصلا يه جوريه!تلويزيون؟big grin
پ.ن:ديگه جدي جدي مدرسه ها باز شدن........!!big hug
پ.ن:دلم مي خواد الان صبح بود devil(يعني چي اون وقت؟!)big grin
پ.ن:شمارش معکوس براي مردســـــــــه!!!clown
پ.ن:مي گي نه نگاه کن!cowboy
پ.ن:آره اينم جالبه !hypnotized

bug فعلا bug

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:48  توسط   |